چه شيرين و دلنواز است به مقصود رسيدن و خالي کردن اين مايه تعلق و رنگ به رنگ و ابتدا بي رنگ شدن و جان سپردن سپس رنگ او گرفتن.
در اوان دوران تحصیل در حوزه، با شیهد نواب صفوی و ایدههای فدائیان اسلام آشنا و مبارزات سیاسی خود را آغاز و از سن ۱۵ سالگی پرونده مبارزاتی و سیاسی وی در شهربانی و ساواک باز گردید و اول بار به عنوان توزیع کننده روزنامه شاهد ارگان فدائیان اسلام در منزل آیت الله کاشانی سابقه سوء از نظر رژیم شاه پیدا نمود.
شهید حجت الاسلام حاج سید مرتضی آیت اللهی طباطبائی یزدی در نماز شب از خدا می خواست که در بستر فوت نکند و همانند جدش صورت و عمامه اش به خونش آغشته گشت و به ملکوت اعلی پیوست.
هشتمین شماره یاران امام به روایت اسناد ساواک با عنوان ( سردار سرفراز) ویژه شهید حجت الاسلام والمسلمین سید علی اندرزگو به همت مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات در دی ماه سال ۱۲۱۷ منتشر شد.
در یکی از نامه هایی که به دوست روحانی خود نوشته بود یادآور شده بود: حاج آقا، از شما میخواهم برایم دعا کنید. اول آنکه خدا گناهانم را بریزد و بعد شهادت را نصیبم کند و چشمم را به جمال نورانی حضرت مهدی عج منور کند. هر چند که لیاقت آن را ندارم.
همینکه رفتم آب و قرآن بیاورم برگشتم دیدم که نیست! گویا کبوتری بود و پر زد و رفت، گوییا که قبلا روح پاکش خبر و مژده شهادت را برایش آورده بود.
عالم مجاهد، روحانی شهید، حضرت حجت الاسلام والمسلین آقای حاج سیداحمد آقامیری زنجانی (ره)، در سلطانیه از توابع زنجان به سال ۱۳۱۵ در یک بیت روحانی و حامل علم و فضیلت چشم به جان آزمایش گشود.
مادرشان از همان بچگی فرزندانش را با نماز شب و مناجات انس داد. در جوانی هم هیچگاه درس و کار مخصوصا کار برای انقلاب و شهدا را رها نکرد. طلبه بود و عازم نجف شد روز و شب خود را با ذکر اهل بین و شهدا و کار ها و کمک های خالصانه به مردم و طلبه ها می گذراند تا اینکه به آرزوی دیرینه خود، دیدار کوی یار رسید.
پیکر پاک شهید در تاریخ 75/3/29 مصادف با عاشورای حسینی به میهن بازگشت و در گلزار شهدای تهران واقع در بهشت زهرا به خاک سپرده شد .