در یکی از نامه هایی که به دوست روحانی خود نوشته بود یادآور شده بود: حاج آقا، از شما میخواهم برایم دعا کنید. اول آنکه خدا گناهانم را بریزد و بعد شهادت را نصیبم کند و چشمم را به جمال نورانی حضرت مهدی عج منور کند. هر چند که لیاقت آن را ندارم.
همینکه رفتم آب و قرآن بیاورم برگشتم دیدم که نیست! گویا کبوتری بود و پر زد و رفت، گوییا که قبلا روح پاکش خبر و مژده شهادت را برایش آورده بود.
شهید حمید رضا آگاه با شروع جنگ خود را برای جنگ آماده کرد و در اواسط سال ۶۰ در حالی که ۱۶ سال بیشتر نداشت و از طرف بسیج او را به جبهه نمیفرستادند خود به طرف اهواز حرکت کرد.
عالم مجاهد، روحانی شهید، حضرت حجت الاسلام والمسلین آقای حاج سیداحمد آقامیری زنجانی (ره)، در سلطانیه از توابع زنجان به سال ۱۳۱۵ در یک بیت روحانی و حامل علم و فضیلت چشم به جان آزمایش گشود.
مادرشان از همان بچگی فرزندانش را با نماز شب و مناجات انس داد. در جوانی هم هیچگاه درس و کار مخصوصا کار برای انقلاب و شهدا را رها نکرد. طلبه بود و عازم نجف شد روز و شب خود را با ذکر اهل بین و شهدا و کار ها و کمک های خالصانه به مردم و طلبه ها می گذراند تا اینکه به آرزوی دیرینه خود، دیدار کوی یار رسید.
محسن عزیز ما که خدایش با همنامش محشورش کند عنفوان کودکی خود را در دامن پر مهر مادر گرامیش با حضور در مسجد و جلسات روضه خوانی آغاز کرد و با حاضر شدن در مجلس آموزش قرآن پیرمردی پاکدل که صفای باطن خود را از همان اول با آموزش قرآن در دوران این طفل مستعد منتقل کرد ادامه داد
پیکر پاک شهید در تاریخ 75/3/29 مصادف با عاشورای حسینی به میهن بازگشت و در گلزار شهدای تهران واقع در بهشت زهرا به خاک سپرده شد .
همزمان با شروع انقلاب بطور فعال وبا شور و شوقی خدایی و برای پیروزی انقلاب و نجات مستضعفین ازظلم و ستم شرکت کرد و در سوم دی ماه 1357 مقابل سفارت آمریکا، به آرزوی دیرینه خود که شهادت در راه خدا بود نائل آمد.
توسط حضرت امام (ره) ملبس به لباس روحانیت شد. از آن پس در پوست خود نمی گنجید و بسیار شاد بود. پانزدهم دیماه 1365 به همراه یازده نفر از دوستانش راهی جبهه های حق علیه باطل شد تا رزم و درس را درهم آمیزد